
از بازار سینما تا بازار نشر همگی از توزیع غلط رنج می برند....
با یک نمایشگاه سالانه و فصلی کتاب آن هم در مرکز و نه در شهرستان ها
نمی توان انتظار توزیع مطلوب را داشت .
......................................................................
شروع نگاشت: پیشنهاد میدم تا انتهای مطلب رو مطالعه بفرمائید. پی نوشت قابل تامل است
.........................................................................................................
سالها
پیش که هر سینماگری در این کشور پشتش می لرزید که بخواهد فیلمی بسازد و
فردای اولین اکرانش در
کنار کوچه های دورافتاده ترین روستاهای کشور نیز
بتواند اثرش را با کیفیت بسیار نازلتر پیدا کند، برخی از آنها که
بیشتر به
نفکرات سیستمی و جامعه شناسی شهری-اقتصادی آشنا بودند پیشنهاد توزیع فیلم
های سینمایی
در سینمای خانگی را با توزیع در سوپرمارکت ها را به فراخور
موضوع مطرح کردند.
این طرح از آنجا که اولا به دلیل کوچک بودن بسته های سی دی و
ثانیا به دلیل عدم وجود مناسب مراکز توزیع این
آثار توانست در اسرع وقت
جای خود را در میان جامعه باز کند و با نظارت مناسب سایر دستگاهها بساط
بسیاری
از سی دی فروشان کنار خیابان را جمع کند، خیلی ها را که در این
کشور حوصله و توان فکر کردن برای حل
مشکلات صنف خود را ندارند، بلافاصله
به این فکر انداخت که شاید بشود مشکل توزیع تمام مسایل فرهنگی این
کشور را
به دوش سوپرمارکت ها انداخت. به هر حال توزیع، توزیع است، کتاب و باقالی
خشک و سی دی ندارد!
با این رویکرد درعرضه محصولات باید این دوطرف معادله را نوشت که:
کتاب/ فرهنگ/ هنر = باقالی/ ماست/ کشک
آنچه در فرهنگ کتاب ایران زمین از سالها پیش برای همه محرز
شده است، این موضوع است که سیستم توزیع
کتاب در این کشور شیوه ناصحیح و غلطی است.
در این میان و پس از تمام این سالها، تا کنون در میان دولتی
ها کسی پیدا نشده است تا خط مشی درستی
برای حل مشکل توزیع کتابهای خوب
در سطح کشور بیابد تا از این فراخور بتوانند سایر کتابها را نیز به صورت
عادلانه، هدفمند و سود مند به دست مخاطبانشان رساند. در این سالها باید کل
هنر جریان دولتی را در توزیع
کتاب را دلخوش به نمایشگاه های فصلی دانست که
وزارت ارشاد یا سایر ارگانها برگزار می کنند. در غیر این
صورت از تهران که
بگذریم(که البته در آن هم سیستم توزیعی وجود ندارد) در سایر نقاط کشور
چیزی به عنوان
کتاب جدید یا کتابهای سال بی معنا جلوه می نماید، چرا که
اصولا باید کتابی نامی در منیان سایر کتاب ها برای
خود دست و پا کند تا
راه به شهرستانهای ایران نیز باز کند.
***
این یکی دو روزه خبری منتشر شد در این مورد که قرار است برای
حل مشکل توزیع کتاب در کشور، کتاب ها را به
جای توزیع مناسب در میان کتاب
فروشی ها به سوپرمارکت ها ببریم! استدلال موضوع هم بر اساس این امر بوده
است که کتاب دا به صورت آزمایش در چند سوپر مارکت قرار داده شده و پس از
مدتی به فروش رسیده است.
پرچمدار این امر هم ارگان دولتی انتشارات سوره
مهر است که تصمیم دارد تصمیمات فرهنگی را برای حل
سیستم توزیع در کشور را
از طریق سوپر مارکت ها توزیع نماید! این در حالی است که استدلال سوره مهر
برای
این امر این است که این اتفاق در سایر کشورها نیز روی داده است. اما
مساله اصلی اینجاست که آیا هر چیزی
که در هر کجای دنیا روی داد آیا
استفاده از آن در سایر نقاط دنیا نیز همان بازخورد را دارد؟
حال اینکه کتاب در سایر نقاط دنیا نیز از طریق سوپر مارکت ها
صورت نمی پذیرد و این فروش از طریق
فروشگاههای زنجیره ای، آن هم در قسمت
فرهنگی آن که شامل فروش سی دی، دی وی دی، بازی های مجازی
و… روی می دهد.
با این حال نگاهی به سوپرمارکت ها در ایران نشان می دهد که فضای روی دادن
این موضوع به
هیچ وجه در ایران و سوپرمارکت های ایران وجود ندارد. به هر
حال موضوع کتاب با فیلم و موسیقی بسیار متفاوت
است. به این دلیل که
خواستگاه تفکر در این موارد با یکدیگر کاملا متفاوت است. تنها کافی است
فرض کنیم
فروشنده ای را که کلا در تمام عمرش یک کتاب هم نخوانده است! حال
قرار است انسانهایی که کلا با کتاب دمخور
نبوده اند، برای فروش چنین
کالاهای ارزشمندی با خریدار چانه می زند!
به هر رو به نظر می رسد باید برای حل سیستم توزیع کتاب در
ایران راههای بهتر و مفیدتری پیدا کرد. پیش از هر
چیز باید به بازار بسیار
آشفته، ناعادلانه و غیرهدفمند نشر سر و سامانی داد تا در این کشور تنها
کتابهایی چاپ
شوند که ارزش توزیع داشته باشند. اگر این اتفاق در کشور
افتاد می توان امیدوار بود که کتابفروشی ها هم به
خرید کتابهای جدید روی
بازتری نشان دهند. علاوه بر این می توان به جای این همه توان گذاشتن باری
سوپرمارکتها، از دستگاههای خرید و تحویل کتاب استفاده کرد که بتوان بدون
حضور فروشنده، با پرداخت پول به
دستگاه، کتاب مورد نظر را خرید. این
دستگاهها می توانند در تمامی بازارها، فرودگاهها، فروشگاههای زنجیره ای
و
امثالهم استفاده شوند تا شاید بتوان سیستم توزیع کتاب را در این کشور به
سمتی هدفمند سوق داد.
***
در پایان باید گفت برای فروش بهتر کتاب و توزیع مناسب آن در
کشور نیازی به امتحان کردن راههای موفق قبل
نیست. هر موضوع فکر خاص و روش
خاص خود را می طلبد. جایگاه کتاب بالاتر از این است که قرار باشد زیر دست
و پای فروشندگان در سوپرمارکتها باشد که مثلا چند جلد کتاب بیشتر به فروش
برسد. هر موضوعی شان خاص
خود دارد که با زیر پا گذاشتن آن حرمت آن در بین
مردم از بین خواهدرفت!
...........................................
پی نوشت:
بعضی از نهاد و سازمان ها که در شهرستان های محروم فعالیت دارند چند وقت
یکبار نمایشگاه کتاب ترتیب میدهند عکس یکی از نمایشگاه های کتاب شهرستان .
به این 4- 5 کتاب می گویند نمایشگاه بزرگ کتاب به مناسبت فلان و بهمان.!!

با این وضع مضحک و مسخره چه انتظاری می رود؟!!!
:: موضوعات مرتبط:
اجتماعی،
مقالات